کشف هر عامل محدود کننده
کشف هر عامل محدود کننده[/caption]
از آنها درباره تجارت و احساساتشان سوال کنید. درباره آخرین تجربه ای که داشته اند بپرسید، و یا بپرسید که مثلا اگر آن احساس را همین حالا داشته باشند چه می شود؟ و یا آخرین باری که این تجربه را داشته اند به یاد می آورند یا خیر. هر کدام از این سوالها باعث می شود نظیر همان واکنشهای ناخودآگاهی که قبلا به شما نشان داده ایم در این جا نیز بروز نماید. هرگاه که من در این سمینار از کسی سوالی می پرسم، و یا درباره موضوعی با کسی صحبت می کنم، اگر گوش به زنگ باشید متوجه خواهید شد که آن شخص، قبل از آن که پاسخ را آگاهانه و به صورت کلامی بگوید، واکنش غیرکلامی را بسیار سریع تر نشان می دهد.
"چگونه می فهمید که دچار حالت فوبیا هستید؟ و بالعکس از کجا می فهمید دچار چنین حالتی نیستید؟" "از کجا می دانید؟" این قبیل پرسش ها، معمولا شما را به هر نتیجه ای می رسانند. مردم بیشتر گرایش به نشان دادن صورت ظاهری یک موضوع دارند تا این که بخواهند به آن، جنبه خودآگاه بدهند.
ما کتابی داریم به نام ساختار جادو و من به موضوعی در این کتاب – که آن را الگوبی برتر نامیده ایم – بسیار علاقه مندم. این یک الگوی کلامی است. بر خلاف محتوا، این الگو شیوه ای است برای گوش دادن به قالب کلامی. یکی از شاخص ها، افعال نامشخص نام دارد. اگر من به نزد شما بیایم و بگویم "پدرم مرا می ترساند" آیا از گفته من چیزی برداشت می کنید؟ نه، البته که نه. جملاتی از این قبیل باید معنی دار باشند. زیرا برای یک نفر، جمله "پدرم مرا می ترساند" ممکن است این معنی را بدهد که پدرش یک هفت تیر کالیبر سی و هشت روی شقیقه او می گذارد. برای شخص دیگری ممکن است این معنی را بدهد که پدر او را با اخم وارد اتاق نشیمن می شود و هیچ حرفی نمی زند! بنابراین جمله "پدرم مرا می ترساند" دارای محتوای بسیار مختصری است. این جمله فقط وجود فرآیند را اطلاع می دهد (که در اینجا نیز فرآیند نامعلوم است). البته زمانی که شخص از طریق توصیفات کلامی، به قدر کافی تجربه را مشخص می سازد، می توان از طریق گوش دادن به صحبت های او الگو را شناخت.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
وارد شوید تا نظر ثبت کنید.