نظام بیانی و نظام راهنمای آن فرد
نظام بیانی و نظام راهنمای آن فرد[/caption]
موضوعی که غالبا اتفاق می افتد این است که وقتی من می بینم شما دارید جای دیگری را نگاه می کنید، با خودم فکر می کنم که حواستان به من نیست، و یا دارید از من دوری می کنید. واکنش من در برابر این قبیل تشنجها در حین کنفرانس، این است که سرعت و صدای صحبتم را افزایش می دهم، زیرا از این طریق قصد دارم توجه شما را جلب کنم و مسیر صحبت را ادامه دهم. شما نیز طوری واکنش نشان می دهید که انگار موضع تهاجمی گرفته اید، زیرا من به شما فرصت کافی برای فهمیدن حرفهایم نمی دهم. سرانجام کاملا گیج می شوید و هیچگاه اصل قضیه را متوجه نمی شوید. اگر من کار سمینار را تسهیل کنم، می توانم هر زمانی که شنونده در خودش فرو می رود متوجه قضیه بشوم، و می توانم باعث گسیختگی افکار یا حواس پرتی فرد سخنگو در همان لحظه بشوم. این کار فرصت کافی را به شنونده برای پردازش می دهد تا بتواند بفهمد که دارد چه می گذرد، و تصمیم بگیرد که آیا موافق است یا مخالف.
این هم مثال دیگری است: اگر بتوانید معلوم سازید که نظام بیانی و نظام راهنمای آن فرد، کدامها هستند، می توانید اطلاعات را طوری دسته بندی کنید که او نتواند در برابر آنها مقاومت کند. "آیا می توانید خودتان را در حین ایجاد این تغییر جدیدف مشاهده کنید؟ و موقعی که خودتان را در حال انجام این فرآیند می بینیدف آیا احساس انجام کار و موفقیت به شما دست می دهد؟ و آیا به خودتان می گویید که: دارد درست از آب در می آید؟" اگر توالی رفتار شما به صورت ایجاد تصاویرف و در پی آن به صورت لمسی، و متعاقبا به صورت سمعی انجام بگیرد، آن رفتار برایتان مقاوم ناپذیر خواهد شد.
منبع : سمینار بندلر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
وارد شوید تا نظر ثبت کنید.