سردرگمی یک تسمیه است نه یک حس
سردرگمی یک تسمیه است نه یک حس[/caption]
بسیار خوب. (به حاضران) سردرگمی یک تسمیه است نه یک حس. در واقع یک قضاوت آگاهانه است راجع به یک حس. دلیلی ندارد که درباره قضاوتهای آگاهانه او بحث کنیم، از آنجا که او پیش تر بهترین استفاده ممکن را از مراجع خودآگاهش کرده، ولی موثر واقع نشده است. ما لازم است بر روی حس او کار کنیم. (به دیک) احساسی که برچسب سردرگمی روی آن گذاشتی اصلا چه بود؟ از کجا فهمیدی که سردرگم شده ای؟
دیک: هیجان زده شدم.
پس حس هیجان داشتی، و لابد تغییری هم در فشار خونت ایجاد شد. آیا در حین عمل، تغییری در دمای قمستی از بدنت ایجاد نشد؟ آیا در جایی از بدنت حس فشار دست نداد؟
دیک: قدری از هر دو حس را داشتم، بیشتر در ناحیه معده ام.
در معده ات! بسیار خوب، حالا این شد یک واکنش غیرکلامی واقعا مناسب. (به حاضران) در خصوص انجام عمل تغییر ذهنیت، به شما جدا توصیه می کنیم که بر نظامهای بیانی اولیه متکی باشید، یعنی همان: احساسات، تصاویر و صداها. نگران کلمات نباشید، از آنجا که آن ها شدیدا تحت تاثیر دخالتهای آگاهانه هستند. زیبایی یک نشانه لمسی غیرکلامی مشابه این، در این مطلب است که غیر ارادی است. برای آن که از غیر ارادی بودن آن مطمئن شوید، دارای این توان هستی آزمایش کنید. دیک، آیا دارای این توان هستی آن حس هیجان زدگی را به صورت آگاهانه ایجاد کنی؟
دیک: شاید
سعی کن. . .
دیک: نه نمی توانم.
منبع : سمینار بندلر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
وارد شوید تا نظر ثبت کنید.