ساختار ذهنی تغییر کند همه چیز تغییر می کند
ساختار ذهنی تغییر کند همه چیز تغییر می کند[/caption]
بله، ولی آنان مشکلات تکامل یافته و در خور توجهی هستند. هر چیزی دارای این توان است مشکل ساز باشد، ولی مشکلات جدید بسیار جالبترند. این که بپرسید "چه چیزی بانی شده که امروز بخواهی خودت را تغییر دهی؟" از لحاظ شیوه ایجاد تغییر، بسیار فرق می کند تا این که بگویید "چه اشتباهی در کار تو وجود دارد؟" یا "چه طور نمی توانی؟". یادم می آید یک بار در جمعی حضور داشتم و یک روان شناس طرفدار گشتالت در آن میان گفت "امروز چه کسی حاضر است بر روی او رواندرمانی انجام شود؟".
هیچ کس دستش را بلند نکرد. او گفت "واقعا این جا کسی نیست که مشکل حادی داشته باشد؟". حاضران به یکدیگر نگاه کردند، سرهایشان را تکان دادند و گفتند "نه". او به حاضران نگاهی انداخت و گفت "ببینم، شما را چه شده؟ انگار حالیتان نیست که چنانچه هیچ درد و ناراحتی نداشته باشید چه اتفاقی برایتان می افتد!". او عین همین جملات را گفت، من که گیج و مبهوت شده بودم. ناگهان همه آن افراد دچار درد و بلا شدند.
حق با شماست! کسی که هیچ درد و ناراحتی ندارد بشر واقعی نیست". همه آنان دچار درد و بلا شدند و آن روان شناس، سوژه ای برای رواندرمانی گیر آورد.
اگر راستش را بخواهید، با این پترن تغییر، هیچ بشر زاینده و خلاقی پدید نمی آید. من قصد دارم ساختارهایی را ایجاد کنم که بانی ایجاد خلاقانه و نتیجه بخش بر روی افراد مستعد شود. انسانها بعد از رواندرمانی به شکلهای بسیار مختلفی در می آیند، ولی نادرند افرادی که چیز جالبی از آب در بیایند.
منبع : سمینار رواندرمانی بندلر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
وارد شوید تا نظر ثبت کنید.