ذهن خودآگاه سرشار از مراجع
ذهن خودآگاه سرشار از مراجع[/caption]
شما می دانید آنچه دن خوان می خواست با کارلوس انجام دهد که البته ما قصد نداریم با شما انجام دهیم، این بود که او را بر آن دارد که تا جایی که خلاقیت با او یاری می کند، در تمام لحظات زندگیش رفتاری صحیح و حکیمانه داشته باشد. می خواست مراجع او را طوری تحریک کند که هر عمل کارلوس، معرف کامل همه توانایی های او باشد. توانایی هایی که در دسترس او بودند، و همه آن قدرت فردی که در هر لحظه از زمان در اختیارش بود.
علی الخصوص، یکی از بیانات خوان به کارلوس این بود: "در هر لحظه ای که حس کردی مرددی، یا هر زمان که حس کردی می خواهی کار امروزت را به بردا بیفکنی، سعی کن رفتاری در پیش بگیری که آن را همین امروز به انجام رسانی، یا کاری را انجام بده که پیش تر کرده ای، آن گاه نگاهی به سمت چپ خودت بینداز، در آن جا سایه ای زودگذر در حال عبور خواهی دید.
آن سایه، مرگ تو را نمایا می سازد، و هر زمان که در برابرت قدم پیش نهاد، دستش را بر شانه ات بگذار و او تو را با خودش خواهد برد. بر این اساس کاری که در حال انجامش هستی دارای این قدرست آخرین کار و ایضا حاکی از آخرین عمل تو در این سیاره باشد"
منبع : سمینار رواندرمانی بندلر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
وارد شوید تا نظر ثبت کنید.