خواسته های آگاهانه مراجعه کنندگان
خواسته های آگاهانه مراجعه کنندگان[/caption]
روان شناسان عادت کرده اند که بخش عظیمی از توجه خود را به خواسته های آگاهانه مراجعه کنندگانشان معطوف سازند. ذهن خودآگاه شخص، نوعا کمترین اطلاع را در خصوص آنچه در رفتار فرد اتفاق می افتد دارا می باشد. وقتی یک نفر به دفتر من می آید و می گوید "من دائما فلان کار را می کنم و دیگر بیش از این نمی خواهم این کار را ادامه دهم. کمکم کن تا تغییر کنم"، از نظر من حکم این را دارد که او با تمام مراجعی که می کامیاب شد به طور آگاهانه در اختیار داشته باشد سعی کرده آن تغییر را انجام دهد، ولی شکست خورده است. از نظر من سر و کله زدن با ذهن خودآگاه، به اندازه رفتن به سراغ نگهبان اداره و گشتن تمام اتاقها، کار بیهوده ای است. من دلم می خواهد مستقیما به سراغ همان اتاقی بروم که شخص امضاء کننده در آن جا اقامت دارد. دلم می خواهد مستقیما به سراغ همان قسمت از ذهنیت دیک بروم که بر این رفتار او در ضمیر ناخودآگاه تسلط دارد.
(به دیک) ایضا گمان می کنم آن ذهنیتی که در تو ایکس را راه اندازی می کند – گرچه حتی ممکن است از آن خوشت نیاید – دارد برایت کاری انجام می دهد، کاری که از جهانی برایت مفید است. نمی دانم چه کاری، و از واکنش تو مشخص است که تو نیز به طور آگاهانه نمی دانی که آن کار چیست، از آنجا که می خواهی آن را متوقف سازی.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
وارد شوید تا نظر ثبت کنید.