تمرین های روانشناسی پندار کاذب در برابر احساس - بخش دوم

انتخاب پلن

انتخاب پلن برای ادامه خرید الزامی است.

پرداخت اقساطی
در صورت خرید اقساطی هر قسط: 37,500 تومان
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
پرداخت اقساطی با دیجی‌پی پرداخت اقساطی با ترب‌پی
به عنوان مثال، چشمهایتان را ببندید و خودتان را ببینید که در جایی هستید، مثلا سوار بر یک قطار هوایی که می خواهد اولین سقوط بزرگ را انجام دهد... حالا از تصوری که از خودتان در داخل قطار هوایی دارید بیرون بیایید و آن چیزی را ببینید که اگر عملا در آن لحظه سوار قطار هوایی بودید می دیدید. در این دو وضعیت، احساسات بسیار متفاوتی وجود دارد. احساس حرکتی عمیق، زمانی به وجود می آید که شما قالب دیگر احساس که در آن خودتان را در آنجا می بینید – را در هم بشکنید و خودتان را در وضعیت ادراکی داخل بدنتان (خود احساس) قرار دهید، انگار که در ترن هوایی نشسته اید. مهم این است که وقتی به گذشته بر می گردید و این سه تجربه را می یابید و آنها را زنده می کنید، این کار را به صورت دیگر احساس انجام ندهید. ممکن است این کار را در ابتدا با دیدن خودتان شروع کنید. ولی بعد باید در متن تصویر قرار بگیرید. زمانی که وارد تصویر شدید و آن احساس را دوباره به همان شکل سابق در بدنتان حس کردید، شروع به فشردن دست A  کنید، با این عمل به طور لمسی به او اشاره می کنید که اکنون آن احساسی را دارید. A ، وظیفه تو این است که وقتی B وارد آن سه تجربه می شود، تغییرات را در او مشاهده کنی. از تو می خواهم تغییرات رتگی پوست، اندازه لب پایینی، تنفس، وضعیت نشستن، انقباض عضلات و غیره را در B  مشاهده کنی. وقتی B وارد یکی از آن تجربه ها بشود، تغییرات عمیق زیادی در او پدید خواهد آمد که می توانی آنها را عینا ببینی.   بخش دوم: [caption id="attachment_1735" align="alignleft" width="273"]تمرین های روانشناسی پندار کاذب در برابر احساس تمرین های روانشناسی پندار کاذب در برابر احساس[/caption] در این حربه، B  دقیقا همان کارهایی را می کند که در بخش اول انجام داده بود: او باید شماره یک را اعلام کند و زنده سازی تجربه را انجام دهد، سپس به همین ترتیب، دو و سه را، ولی این بار A  فقط ناظر تغییرات نخواهد بود، بلکه با صدای بلند به بیان آنها خواهد پرداخت. وظیفه C این است که اطمینان حاصل کند آیا همه توضیحات A بر مبنای توصیفات حسی هستند یا خیر: "گوشه های دهانت دارند بالا می روند. رنگ پوستت دارد بر می گردد. تنفست سطحی است و دارد سرعتش زیاد می شود. گونه راستت دارای تنش های بیشتری نسبت به گونه چپت می باشد" اینها توصیفاتی هستند که C  (کسی که هم توصیفات را می شنود و هم آنها را در B  می بیند) باید صحت آنها را بررسی کند. اگر A بگوید "تو خوشحال به نظر می رسی. حالا داری نگران به نظر می رسی" اینها توصیفاتی نیستند که مبنای حسی داشته باشند. خوشحالی و نگرانی، فقط قضاوت هستند. وظیفه C  این است که مطمئن شود آیا توصیفات A  بر مبنای حسی هستند یا خیر، و جلوی هر گفته ای را که مبنای حسی ندارد بگیرد.   بخش سوم: حالا وقت آن است که B وارد یکی از آن سه تجربه بشود، بدون آن که شماره ای را اعلام کند. B، فقط یکی از ان سه تا را انتخاب کن و وارد آن بشو. A  نیز باید بنشیند و دوباره به تماشای B بپردازد و تا وقتی که تجربه B  تمام نشده است چیزی نمی گوید. بعد از آن A  باید به B  بگوید که آن کدام یک از سه تجربه بود: یک، دو یا سه. اگر A  بار اول نتوانست این کار را انجام دهد، باید دوباره از سر شروع کند. به او نگویید که کدام شماره مربوط به کدام تجربه است، و یا نگویید که مثلا آنچه او فکر می کرد شماره یک است در واقع شماره سه بوده است. فقط به او بگویید که برگردید و دوباره شروع کند. این شیوه ای است که حواس شما را تقویت می کند.   منبع : سمینار بندلر

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است.

وارد شوید تا نظر ثبت کنید.