با کسی که افسرده است باید چه کارکرد؟
با کسی که افسرده است باید چه کارکرد؟[/caption]
معمولا اگر به پرسیدن سوالها ادامه دهید، از فرآیند آن شخص آگاه خواهید شد و او فرآیند را برای شما شرح خواهد داد. معمولا دیگران با دیده تحقیر به این کار می نگرند، زیرا می پندارند که هر کسی می تواند به همین شیوه فکر کند و همین فرآیندها را انجام دهد. روزی یکی از روان شناسان معروف، با حالت جدی به ما گفت "نوابغ و انسان های بزرگ، همواره به تصاویر فکر می کنند". جالب این جاست که این شرح حال خودش بود. این روشی بود که او از طریق آن، مقدار زیادی از فعالیتهای آگاهانه خودش را سازماندهی می کرد. این کار کوچکی است وفقط در حدود نیمی از انسانهایی که با آنها برخورد داشته ایم به انجام آن مباردت می ورزند.
در سمینارهایی از این قبیل، غالبا چنین سوالی پرسیده می شود: "با کسی که افسرده است باید چه کارکرد؟" (به خودش اشاره می کند). کلمه کسی به لحاظ کلامی مشخص نیست. از نظر ما این کلمه ای است که راهنمای مرجع ندارد. این کلمه به هیچ چیز مشخصی در جهان تجارب اشاره نمی کند. منظور این است که معلوم نیست آن شخص از چه طریقی در خودش افسردگی ایجاد می کند. ولی دیدید که ارتباط غیرکلامی در نوع خودش بسیار مشخص بود و افراد در سایر فرآیندهای غیرکلامی نیز یک چیز واحد را بروز می دادند. اگر قادرید مواردی از قبیل اشارات چشمی و شایر اشارات غیرکلامی را تشخیث دهید، پس به خوبی می توانید تمیز دهید که هر چیزی چگونه عمل می کند. مراجعه کننده ای وارد می شود و به شما می گوید "راستش من یک مشکل دارم" ولی رفتار غیرکلامی او از قبل چنین چیزی را به شما اطلاع می دهد.
بنابراین سوالهایی مانند دقیقا چگونه یا و یا "از کجا می دانی؟" معمولا یک شاخص غیرکلامی کامل از فرآیندی به شما می دهد کهد آن شخص در درونش ایجاد می کند. کتاب ساختار جادو حاوی مشخصاتی بسیار کامل از نحوه پرسیدن سوالهای مناسبی است که در الگوی برتر مورد استفاده قرار می گیرند.
منبع : سمینار بندلر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
وارد شوید تا نظر ثبت کنید.