افراد افسرده یک سری تصورات بصری ایجاد می کنند

انتخاب پلن

انتخاب پلن برای ادامه خرید الزامی است.

پرداخت اقساطی
در صورت خرید اقساطی هر قسط: 37,500 تومان
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
پرداخت اقساطی با دیجی‌پی پرداخت اقساطی با ترب‌پی
خیلی ساده به نظر می رسد، این طور نیست؟ در واقع بسیار هم ساده است. در بین بیماران افسرده ای که تاکنون دیده ام، از صد نفر آنها تقریبا نود و نه نفر چنین الگویی دارند. آنها درباره خاطره ای که افسرده شان می کند، تصویر می سازند و یا با خودشان حرف می زنند و کلمات در خورد آن را به کار می برند: "زیر بار خم شدن، تحمل کردن، فشار سنگین، خرد شدن". اگر از آنها هر سوالی درباره احساسشان بپرسید، یک توصیف بارز غیرکلامی از نحوه ایجاد افسردگی در خودشان به شما نشان می دهند. "چگونه می فهمید که افسرده اید؟ آیا مدت زیادی است که این احساس را دارید؟ چه چیزی علائم این بیماری را در شما ایجاد می کند؟" این قبیل سوالات دقیق، در واقع هیچ ربطی به محتوای قضیه ندارند. بلکه فقط روشهای دستیابی به واکنشها هستند. [caption id="attachment_1757" align="alignleft" width="300"]افراد افسرده یک سری تصورات بصری ایجاد می کنند افراد افسرده یک سری تصورات بصری ایجاد می کنند[/caption] افراد افسرده معمولا یک سری تصورات بصری ایجاد می کنند، تصاویری که معمولا ساخته شده (ذهنی) هستند و خارج از حیطه آگاهی قرار دارند. آنها معمولا خبر ندارند که در حال ایجاد تصویر هستند. بعضی از شما این تجربه را امروز با طرف مقابلتان در تمرین داشتید. به او گفتید که او در یکی از نظامها دارد اشاره ای بروز می دهد و او گفت "او، من در این باره چیزی احساس نمی کنم" و احساس هم نمی کرد، زیرا این موضوع در حیطه آگاهی او قرار نداشت. افراد افسرده، از طریق دیدن تصاویر و صحبت کردن درباره آنها – البته در خارج از حیطه آگاهی – تلقین هیپنوتیزمی موثر و عمیقی در خودشان ایجاد می کنند، و فقط احساسشان را در ضمیر خودآگاه منعکس می سازند. از آن جایی که منشا این احساسات در خارج از حیطه آگاهی آنها قرار دارد، به خاطر این احساسات در خارج از حیطه آگاهی آنها قرار دارد، به خاطر این احساسات دچار سردرگمی می شوند. بسیاری از افرادی که مشکلات سنگینی دارند، کسانی هستند که از این قبیل کارها می کنند: آنها یک صدای هیپنوتیزمی در خودشان دارند که می گوید "به کیکی که در یخچال است لب نزن". "به شیرینی هایی که در اتاق نشیمن هستند فکر نکن". "احساس گرسنگی نکن" اکثر مردم نمی دانند که چنین فرامینی عملا باعث بروز رفتار می شوند. برای آن که متوجه قضیه بشوید مثالی می آورم، در جمله "به رنگ آبی فکر نکن" شما باید به معنای کلمات دسترسی پیدا کنید و مسلما به رنگ آبی فکر می کنید. اگر یک پسر بچه در وضعیت خطرناکی (مثلا ایستاده بر روی لبه دیوار) قرار داشته باشد و به او بگویید "بپا نیفتی"، برای این که او حرف شما را بفهمد لازم است که برخی از نمادهای افتادن را تداعی کند. این نماد درونی – علی الخصوص اگر حرکتی باشد – معمولا نتیجه اش همان چیزی می شود که والد سعی دارد از آن جلوگیری کند. ولی اگر دستورالعمل های مثبتی بدهید مانند "مواظب باش، حواست به تعادلت باشد و آرام حرکت کن" آن وقت کودک نمادهایی را تداعی می کند که به او در فایق شدن بر این وضعیت کمک می کند. مرد: آیا می شود درباره احساس گناه توضیح بیشتری بدهید؟ احساس گناه هم مانند بقیه چیزهاست. فقط یک کلمه است، سوال این است که "این کلمه، چه خاطره ای را تداعی می کند؟". سالهای سال است که مردم به مطب روان شناسان می روند و می گویند "من احساس گناه می کنم." روان شناس کلمه گناه را می شنود و می گوید "بله، می فهمم منظورتان چیست" اگر آن شخص می آمد و می گفت "من کمی دچار فلان مشکل هستم" آن روان شناس باز هم به خودش زحمت فکر کردن نمی داد که بفهمد منظور این شخص چیست.   منبع : سمینار بندلر  

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است.

وارد شوید تا نظر ثبت کنید.