تقویت و توسعه دایره لغات کاربردی انگلیسی: آموزش کامل معنی و کاربرد واژهٔ [tyrant] - کوییز
آموزش کامل معنی و کاربرد واژهٔ [tyrant]
- The benevolent king ruled with kindness and justice.
- She was a true tyrant, demanding absolute obedience from her staff.
- He was a popular leader, known for his democratic approach.
- The artist created a beautiful landscape painting.
گزینه صحیح: 2
توضیح: کلمه "tyrant" به حاکمی ظالم و ستمگر اشاره دارد که قدرت خود را به شکلی مستبدانه اعمال می کند. جمله دوم به درستی این معنی را منتقل می کند.
- Benevolent ruler
- Oppressor
- Peacemaker
- Philanthropist
گزینه صحیح: 2
توضیح: "Oppressor" به معنای کسی است که دیگران را تحت ظلم و ستم قرار می دهد و مترادف نزدیکی برای "tyrant" محسوب می شود.
- The government implemented a tyrannical policy.
- He was a political tyrant who crushed all dissent.
- The atmosphere in the office was tyrannical.
- The city suffered under tyrannical rule.
گزینه صحیح: 2
توضیح: در جمله دوم، "tyrant" به عنوان یک اسم خاص برای شخص (حاکم ظالم) به کار رفته است، در حالی که در گزینه های دیگر، "tyrannical" به عنوان صفت برای سیاست، جو و حکومت استفاده شده است.
- A leader who is loved by their people.
- A person who has absolute power and uses it cruelly.
- A person who is very good at making decisions.
- A person who helps others.
گزینه صحیح: 2
توضیح: کلمه "tyrant" به طور خاص به فردی اشاره دارد که قدرت مطلق دارد و از آن به شکلی ظالمانه و ستمگرانه استفاده می کند.
- The students admired their teacher, a benevolent tyrant of knowledge.
- The country was liberated from the rule of the tyrant.
- She was a tyrant in the kitchen, always perfecting her recipes.
- He acted like a tyrant when it came to choosing the movie.
گزینه صحیح: 2
توضیح: در جمله دوم، "tyrant" به وضوح به یک حاکم ظالم اشاره دارد که مردم از حکومت او رهایی یافته اند، که نشان دهنده بار معنایی منفی کلمه است.
- Despot
- Dictator
- Autocrat
- Sovereign
گزینه صحیح: 4
توضیح: "Sovereign" به معنای حاکم یا قدرت عالی است و لزوماً بار معنایی منفی ندارد، در حالی که "Despot", "Dictator", و "Autocrat" همگی مترادف های "tyrant" هستند و به حاک مان مستبد اشاره دارند.
- His tyrannical behavior was unacceptable.
- The reign of the tyrant lasted for decades.
- The country was under tyrannical oppression.
- She spoke with a tyrannical tone.
گزینه صحیح: 2
توضیح: در جمله دوم، "tyrant" به یک فرد مشخص اشاره دارد و به صورت مفرد و قابل شمارش به کار رفته است. "Tyrannical" یک صفت است.
- A gentle and fair leader.
- A ruler who oppresses their subjects.
- A person who is always kind.
- A leader who seeks peace.
گزینه صحیح: 2
توضیح: کلمه "tyrant" به طور خاص به حاکمی اشاره دارد که ستمگر است و مردم خود را سرکوب می کند.
- The dictator was a cruel tyrant.
- He was a household tyrant, controlling every aspect of family life.
- The ancient city was ruled by a tyrant.
- The people revolted against the tyrant.
گزینه صحیح: 2
توضیح: در این جمله، "tyrant" به صورت مجازی برای توصیف فردی استفاده شده که در محیط خانه مانند یک حاکم مستبد رفتار می کند و کنترل شدیدی بر زندگی خانوادگی دارد، نه لزوماً در یک بستر سیاسی رسمی.
این مطلب برگرفته از محصول آموزشی «دوره جامع یادگیری و کاربرد ۴۰۰۰ واژه ضروری انگلیسی (جلد ششم)» است
برای مشاهده توضیحات کامل، جزئیات دوره و دریافت محصول، روی دکمه زیر کلیک کنید.
اطلاعات بیشتر و دریافت محصول